به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، در تحلیلی تازه به بررسی چرایی موضع سختگیرانه ایران در برابر آمریکا پرداخته و تأکید میکند که تهران، زمان را برای اعمال فشار حداکثری مناسب دیده است.
میخواهید مذاکره کنید، اول ۲۴ میلیارد دلار دارایی را آزاد کنید. میخواهید بجنگید، تا آخرش ایستادهایم!
در ۵ ژوئن، محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر ایران در مصاحبه با رسانهها، رسماً این پیششرط غیرقابل عبور را برای مذاکرات میان ایران و آمریکا تعیین کرد. او به صراحت اعلام کرد که اگر آمریکا از آزادسازی این ۲۴ میلیارد دلار دارایی بلوکه شده ایران امتناع کند، درهای مذاکره کاملاً بسته خواهد شد؛ و اگر آمریکا قصد داشته باشد از این طریق جنگی را دوباره آغاز کند، سرنوشت آمریکا و نوکران و متحدانش تنها یک چیز خواهد بود: سقوط کامل به پرتگاه تاریک نابودی ابدی.

از این موضعگیری میتوان به وضوح دریافت که ایران در مواجهه با آمریکا، آن رویکرد بلهقربانگوی سابق را کاملاً تغییر داده و آن توهم غیرواقعبینانهای که امید به صلح را به آمریکا گره میزد، به کلی دور ریخته است. ایرانِ امروز واقعبینتر شده و موضعش بیسابقه سرسختانه گشته است. این یعنی اگر آمریکا خواستههای ایران در زمینههای مختلف را نپذیرد، تصور دونالد ترامپ برای خروج سریع از جنگ با ایران، هرگز به واقعیت تبدیل نخواهد شد.
چرا ایران ناگهان در برابر آمریکا اینقدر سرسخت شده است؟ از دیدگاه ایران، دلایل اصلی در سه مورد زیر خلاصه میشود:
نخست: ایران پس از ۴۷ سال تعامل مداوم و کشمکشهای شدید با آمریکا، اکنون سرانجام به این قانون بیرحمانه پی برده است: هر چیزی را که میخواهی روی میز مذاکره به دست بیاوری، باید ابتدا در میدان نبرد با زور بازو و اسلحه به دست آورده باشی.
به عبارت دیگر، اگر ایران میخواهد روابط بیندولتی عادی را با آمریکا از سر بگیرد و امنیت ملیاش تضمین واقعی داشته باشد، تنها راه آن «درد آوردن» به آمریکاست. تنها زمانی که آمریکا بفهمد ایران مطلقاً حریفی نیست که بشود با آن شوخی کرد، و حتی اگر آمریکا تمام توانش را هم به کار بگیرد تا ایران را بهزور ببلعد، باز هم خودش متحمل هزینههایی سنگین و آسیبهایی جبرانناپذیر خواهد شد، آنگاه این کشور بهشدت زرنگ و سودجو، مجبور میشود پس از سبک و سنگین کردن هزینههای جنگ و سودهای احتمالیاش، تن به سازش بدهد.
این تلخترین درس واقعگرایانهای است که ایران پس از ۴۷ سال، و بهویژه پس از جنگ بیرحمانه ۴۰ روز اخیر، به آن دست یافته است: باید تا آخر با آمریکا جنگید.
هرچه ایران سرسختتر باشد، آمریکا عقبنشینی بیشتری میکند. این، دلیل بنیادین موضع سرسختانهی ایران در برابر آمریکا در این مدت است. به زبان ساده: حقیقت همیشه در تیررس توپخانههاست. بیایید تصور کنیم اگر ایران در میدان نبرد آمریکا را به درد نیاورده بود و اجازه نداده بود آمریکا در برابرش به بنبست برسد، آیا آمریکا ناگهان چنین اخلاق خوبی از خود نشان میداد که اجازه دهد ایران چنین شرایط سختگیرانهای را در صحنهی بینالمللی مطرح کند؟

دوم: علت اینکه ایران جرات کرده در برابر آمریکا تا این حد سفت و سخت باشد و چنین موضعگیری تندی که بوی اولتیماتوم میدهد بگیرد، این است که با دقت بسیار بالا، دست روی نقطه ضعف فعلی ترامپ گذاشته: همان بیقراری و اضطراب شدید او.
ترامپ حالا فهمیده است که ایران ابداً آن حریف دستوپابستهای نیست که بشود راحت لهش کرد، برای همین با عجله و از روی استیصال میخواهد از این گرداب عظیم جنگی با ایران، پا پس بکشد و خارج شود. به هر حال، آمریکای فعلی دیگر آن آمریکای دوران اوج و قدرت مطلق نیست. پیش از این، ترامپ به خاطر گوش دادن به حرفهای نتانیاهو و فریب خوردن از او، مستقیماً آمریکا را در یک جنگ درگیر کرد؛ همین موضوع باعث شده ترامپ فعلی با فشارهای فوقالعاده سنگینی هم در داخل و هم در خارج از آمریکا مواجه شود.
درست در روز ۵ ژوئن، ترامپ در یک اقدام کمسابقه علناً اعلام کرد که میخواهد این جنگ را «به شکلی آبرومندانه» تمام کند و هرچه سریعتر با ایران قرارداد ببندد. دلیل اصلی اینکه ترامپ به ندرت در مجامع عمومی به چنین چیزی اعتراف میکند، این است که سرعت افزایش قیمتها در داخل آمریکا واقعاً وحشتناک است و کار به جایی رسیده که صدای اعتراض مردم درآمده و همین مسئله مستقیماً باعث شده محبوبیت ترامپ در نظرسنجیها مدام سقوط کند. حتی ترامپ که همیشه سعی میکند «زبان تندی» داشته باشد، الان هم دیگر مجبور است به این واقعیت بیرحمانه تن دهد. میتوان گفت که خشم انباشتهی مردم، بهسرعت در حال فرسایش پایههای دولت اوست.

اگر ترامپ نتواند با هوشیاری از این فرصت استفاده کند و سریع عقبنشینی نکند، نتیجهاش قطعاً این خواهد بود که در انتخابات میاندورهای کنگره که نوامبر امسال برگزار میشود، حزب جمهوریخواه را به یک شکست مفتضحانه دچار خواهد کرد. دقیقاً به همین خاطر است که حالا بزرگان حزب جمهوریخواه هم مدام به ترامپ فشار میآورند و او را مجبور میکنند که هر طور شده راهی برای عقبنشینی پیدا کند و به هیچ وجه دیگر در این جنگ فرساینده نماند. چون اگر بگذارد آمریکا همچنان در این باتلاق جنگی فرو برود، نیمهی دوم سال ۲۰۲۶ تبدیل به فرصتی طلایی برای دموکراتها میشود تا دوباره قدرت را به دست بگیرند.
ایران دقیقاً با تیزبینی، همین موقعیت سیاسی بسیار حساس را هدف قرار داده و با قاطعیت این اولتیماتوم را به رئیس جمهور ایالات متحده تحمیل کرده است. چه ترامپ خوشش بیاید و چه نه، این حالا تبدیل به بزرگترین پاشنه آشیل سیاسی او شده است.
نکته آخر: سرسختیای که ایران این بار در برابر آمریکا نشان داده، در واقع تلاشی است برای اینکه به دنیا بفهماند پشت این ژست سفت و سخت، خواستههایی نهفته است که کاملاً قانونی، عقلانی، اخلاقی و ضابطهمند است.
دلیلش بسیار ساده است؛ این ۲۴ میلیارد دلار دارایی خارجی ایران که در آمریکا نگهداری میشود، کاملاً حاصل درآمدهای قانونی یک کشور مستقل است که از فعالیتهای عادی اقتصادی در یک کشور دیگر به دست آمده است. آمریکا واقعاً به چه حقی میخواهد با قانون داخلی خود، داراییهای خارجی یک کشور مستقل دیگر را به زور توقیف کند؟ چه کسی به آمریکا چنین امتیاز ویژهای اعطا کرده است؟ میتوان گفت که درخواست این بار ایران، در نگاه بیرونی شاید زیادهخواهی به نظر برسد، اما در سطح اخلاق بینالملل و موازین حقوقی، «کاملاً قابل دفاع» است.
علاوه بر این، ایران اگرچه اولتیماتوم نهایی را صادر کرده، اما راه را هم کاملاً نبسته است. چرا که ۲۴ میلیارد دلار برای ترامپ، اگرچه از نظر حیثیتی ممکن است «کمی دردناک» باشد، اما در مقایسه با پس دادن بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار جریمههای سنگین تعرفهای، این ۲۴ میلیارد دلار کاملاً یک مبلغ ناچیز و «قطرهای در برابر دریا»ست.
بنابراین، ایران هم با هوشمندی همین نکته را هدف گرفته و به شکلی غیرمستقیم، یک راهکار عملگرایانه به ترامپ پیشنهاد داده است: اگر میخواهید بین آمریکا و ایران توافقی حاصل شود، تنها کافی است این دارایی که اصلاً متعلق به ایران است را آزاد کنید. برای آمریکا، این کار اصلاً نیازی به پرداخت حتی یک پنی اضافه هم ندارد و میتواند دوستی و احترام ایران را بخرد؛ چه چیزی از این بهتر؟
خلاصه اینکه، این تقابل ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که ترامپ در آن، عملاً «آچمز» شده است. اگرچه او تحت فشارهای واقعی، به احتمال زیاد مجبور خواهد شد که تن به سازش بدهد، اما در اقدامات بعدیاش قطعاً با احتیاط و وسواس ویژهای عمل خواهد کرد. دلیلش هم خیلی ساده است: هرگونه عقبنشینی و کوتاه آمدن در برابر ایران، سرآغاز سست شدن سنگبنای هژمونی جهانی آمریکاست.
پایان/
منبع: 【薛小荣:想谈,先解冻240亿资产;想打,奉陪到底!伊朗给特朗普最后通牒】
https://m.toutiao.com/is/RHgle3a9rsU/













نظر شما